... و بدان كه مرگ واژه اى از درون خالى است و معنايى جز نبودن ندارد. پس دوستدار زندگانى باش و بدان آنان كه آدميان را از مرگ در بيم و هراس مى افكنند، دروغگويانى اند كه مردمان جهان را سر به سر بنده ى خويش مى خواهند، آنان كه هر دم از زيبايى ها و سرخوشى هاى زندگى هراسيده و گريخته اند، چونان ضحاك كه سايه ى ترس و بيم مرگ را در سراسر جهان پراكند و مردمان را در زنجير ترس خويش كشيد ... چه ضحاك باشى و چه فريدون در برابر مرگ يك سان ايد، چونان آتشى كه خار و گل را با هم مى سوزاند و نابود مى كند، ولى بودن تو در خوشى هايى ست كه چشيده اى و چشانده اى ...
از كتاب " فريدون پسر فرانك " نوشته ى عليرضا محمودى ايرانمهر
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 8:46 توسط ز.م
|